حجه الاسلام حاجتی به نقل از آقای محمدی گلپایگانی : حتی یکی از دوستان حضرت امام خمینی که چند ماه پیش نزد رهبر انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای حفظه الله ، مدرکی را در این رابطه به آقا فرموده بودند، آقا(امام خامنه ای ) به من ( یعنی به ری شهری) فرمودند:«این عبارت ، عین عبارت امام خامنه ای است و ناقل آن خود آقاست» : آقای ری شهری ، ایشون آمد پیش من و گفت : آسیدعلی عزیز در زمان رهبری تو ، حجه ابن الحسن العسگری ظهور خواهد کرد.......
مستند اول: حجه الاسلام حاجتی(امام جمعه اهواز) به نقل از آقای ری شهری:
آذربایجان غربی خدمت علما و ائمه جمعه بودم، یکی از علمای سلماس اومد پیش من و گفت:اول انقلاب علامه طباطبایی را در مرکز قم ( میدان شهدا) دیدم که داشت به سمت منزل امام خمینی می رفت، به علامه گفتم: این انقلاب را چگونه می بینید:
علامه طباطبایی فرمود: این انقلاب متصل می شود به انقلاب جهانی امام زمان علیه السلام-علامه ، علامه طباطبایی این حرف را میزنه ها
مصداق یابی سید خراسانی در دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله) ،از نهی تا تشویق!
آیا مقام معظم رهبری(مدظله) از سید خراسانی بودن خویش اطلاع دارد؟!
آیا مقام معظم رهبری(مدظله) ترویج مصداق شناسی شخصیتهای ظهور را درست می دانند ، و به آن رضایت دارند؟!
آیا مقام معظم رهبری(مدظله) موظف نیست در صورت نادرست بودن این بحث ها به این انحرافات پایان دهد؟!
مشهور بودن آقا به سید خراسانی در بین عوام و خواص!
گردان استشهادیون نمونه ای از برخورد سریع آقا با اقدامات و مباحث نادرست!
سکوت همراه با رضایت مقام معظم رهبری(مدظله) نشانه چیست؟!
یکی از شخصیتهای برجسته عصر ظهور سید خراسانی است که بنا بر روایات شریف با سپاهی انبوه از ایران قیام کرده و به سمت عراق پیش می رود ، شعیب بن صالح جوانی گندمگون و زیرک با ارده ای پولادین و بصیرتی شگفت فرمانده لشگر اوست.
سید خراسانی چند ماه مانده به ظهور و در ماه مبارک رجب به همراه سفیانی و یمانی در یک روز قیام می کند و هدف همه اینها عراق است.
سید خراسانی و سپاهش با اصلی ترین دشمن امام زمان(عج) که سفیانی می باشد و عراق را اشغال نموده است ، وارد کارزاری سخت شده و بعد از شکست او ، با امام زمان(عج) بیعت نموده و لشگریانش را تحت اختیار امام زمان(عج) قرار می دهد.
در اوايل رهبري آيت الله خامنه اي، آيت الله شهيد سيدعباس موسوي (دبيركل سابق حزب الله لبنان)
براي ديدار با رهبري و عرض تسليت به پسر امام، مرحوم حجت الاسلام احمدآقا خميني به ايران مي آيند و بعد با آسيداحمد آقا ملاقات ميكند و به ايشان تسليت ميگويند و بعد يك روايت به ايشان ميگويد كه مضمونش اين است كه پيغمبر اسلام (س) به علي (ع) ميفرمايند كه در آخرالزمان يكي از فرزندان من كه همنام پيامبر بني اسرائيل است به حق قيام ميكند و ظالم از كشورش بيرون ميكند و حكومت تشكيل ميدهد و بعد از او فرزند ديگر من از اهل خراسان كه همنام علي است صاحب حكومت ميشود و در دست راستش خللي وارد ميشود و پرچم را به صاحب امر ميدهد.
تا سيد عباس اين روايت را به آسيداحمدآقا گفت. آسيداحمدآقا گفت: حالا شما اين را گفتيد. منم يك چيز به شما بگويم كه وقتي روز ششم تير آقاي خامنه اي ترور شد. به من گفتند كه اين خبر را به امام بدهيد. من ترسيدم كه خبر را بگويم باراي قلب امام مشكلي پيش بيايد لذا نگفتم. باز بعد از مدتي با ترس رفتم پيش امام.
تا امام مرا ديد فرمود: فكر ميكنيد كه من خبر ندارم چه اتفاقي افتاده است.
بعد امام به من فرمود كه دست راست آقاي خامنه اي چي شد؟
منم گفتم كه دست راست ايشان ديگر كار نميكند و عصب دستشان از كار افتاده است
بعد از اينكه اين حرف را زدم ناگهان ديدم امام رو به قبله ايستاد و سه بار فرمود: الحمدلله
من تعجب كردم كه چرا امام اين را گفت و اظهار ناراحتي يا چيزي نگفتند.
و من اين ماجرا را نميدانستم تا موقعي كه حديثي كه شما گفتيد خواندم و فهميدم كه منظور امام چي بود.
خیلی عجیبه این آیه که شرایط قوم آخرالزمانی رو می گوید که خداوند متعال این کلمات کلیدی رو کنار هم قرار داده.خود همین آیه ،همین ویژگی ها این قومی هستند که می مونند یادمون نمیره که امیرالمومنین و ائمه اطهار در احادیث مختلف فرمودند که"غربال آخرالزمان رو مواظب باشید خود این آیه نجات بخشِ ،برای اینکه انسان در این غربال سقوط بکند" خودحضرت امام فرمودند که ما به یقین پرچم رو به دست صاحب اصلیش می رسونیم و ان شاالله ما دراین قبیله بمونیم ایشون می فرمودند که من نگران بودم "خواب دیدم ایران خیلی مقتدر شده یه کسانی لباس سبز تنشونه...(آن زمان هنوز سپاه تاسیس نشده بود) همین آرم"من استطعتم بالقوه..."روی لباسشونه و امام زمان دارن از اینها سان می بینند.
لباس سپاه برای ما خاطرات کسان بزرگی رو به همراه دارد
اهل مجاهدت بودن خیلی اهمیت دارد،یه ویژگی ای دارند که همه ی عالم بدشون رو بگویند باز هم مجاهدت می کنند
((صحبتهای قشنگ استاد پناهیان در مورد نزدیکی ظهور و نابودی استکبار جهانی و تلاش سران فتنه برای نجات استکبار)) ------------------------------------------------------------------------------------------------
(( کینه تمام نشدنی اونها را میتونید توی چشماشون ببینی و به جای اینکه تعجب کنی و نگاهشون کنی دارم بهتون میگم غربال اخرالزمان شروع شده، یمن شلوغ شده ، تمام علایم آماده ان، دشمنان تو میدونن لحظه های اخرشونه ؛ تمام حیثیت استکبار جهانی وابسته است به اینکه ایران را بتونن پایین بکشن
احادیث شریف از وقع زلزله ای بزرگ در حجاز
در ایام نزدیک به ظهور خبر می دهند ، زلزله بسیار پر قدرت که نه تنها
عربستان که تمام جهان و مخصوصاً کاخهای ظلم و جور را خواهد لرزاند ، زلزله
ای که قلبهای منتظران و شیفتگان حضرت را بی تاب کرده و آنها را به صحنه
حضور خواهد کشاند.
او «عثمان بن عنبسه» از فرزندان «خالد بن يزيد بن معاويه است و چون
از نسل ابوسفيان است، معروف به «سفيان» است. بعد از اينكه سفياني تسليم
پيشنهاد اطرافيان خود ميشود، در مقابل امام مهدي(ع) ميايستد و آن حضرت
(ع) را به مبارزه ميخواند.
چرا به او لقب سفياني دادهاند؟
او «عثمان بن عنبسه» از فرزندان «خالد بن يزيد بن معاويه است و چون از نسل ابوسفيان است، معروف به «سفيان» است.
سفياني چه ويژگيهاي ظاهري دارد؟
امام باقر (ع) در اين رابطه مي فرمايد: «سفيان مردي است با سرخ روي سپيد پوست و زاغ چشم كه چهرهاي ترسناك دارد و هرگز خدا را پرستش نكرده و هرگز مكه و مدينه را نديده است...»
دو تن از برجسته ترین شخصیتهای زمان ظهور، سید خراسانی و یمانی می باشند که هر دو فرماندهی سپاهیان جبهه حق را در مناطق مختلف
برعهده دارند و در نهایت بنابر روایات پس از جنگهای مختلف در عراق با امام زمان(عج)
بیعت کرده و بسوی قدس رهسپار خواهند شد.
علائم ظهور حضرت مهدى (ع )در اينجا به ذکر قسمتى از نشانه هاى ظهور حضرت قائم آل محمد (اَرْواحُنا فَداه ) مى پردازيم که پيش از ظهور آن حضرت رخ مى دهد: 1
- خروج سفيانى (سفيانى ، يکى از طاغوتهاى مقدّس مآب از نسل ابوسفيان است و
در شام به دست سپاه حضرت مهدى (عليه السلام ) شکست خورده و کشته مى شود).(?) 2
- کشته شدن سيّدِ حسنى (جوان خوش صورت از آل امام حسن (عليه السلام ) با
سپاهش به حمايت از امام زمان (عليه السلام ) برمى خيزد و سرانجام ، به
شهادت مى رسد).(?) 3 - اختلاف بنى عبّاس در رياست دنيا. 4 - گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان . 5 - گرفتن ماه در آخر آن ماه ، برخلاف عادت (و نظم فلکى ). 6 - فرو رفتن زمين بيداء (زمين بين مکّه و مدينه ). 7 - فرو رفتن زمين در نقطه اى از مشرق و مغرب . 8 - توقّف خورشيد، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر. 9 - طلوع خورشيد از مغرب . 10 - کشتن ((نفس زکيّه )) در پشت کوفه همراه هفتاد نفر از نيکان . 11 - سر بريدن يک مرد هاشمى بين حجرالا سود و مقام ابراهيم (عليه السلام ) . 12 - ويران شدن ديوار مسجد کوفه . 13 - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى سياه از جانب خراسان . 14 - خروج يمانى (يمانى از مردان نيک و طرفدار امام زمان (عليه السلام ) است ) که به حمايت از آن حضرت ، با سپاه خود برمى خيزد.(?) 15 - ظهور مغربى در مصر و حکومت او بر مردم شام . 16 - فرود ترکها به جزيره . 17 - ورود روميان به رمله . 18 - طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه مى درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزديک شود که آن دو جانب به همديگر متّصل شوند. 19 - پديد آمدن سرخى در آسمان که در فضا پراکنده گردد. 20 - آتشى در طول مشرق ، آشکار شود و سه روز يا هفت روز در آسمانى باقى بماند. 21 - پاره نمودن عرب اسارت خود را و حکومت عرب بر شهرها و کشورها. 22 - بيرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم . 23 - کشتن امير مصر، توسّط مردم مصر. 24 - خراب شدن شام . 25 - اختلاف سه پرچم در شام (کشمکش سه گروه ). 26 - ورود دو پرچم قيس و عرب به کشور مصر. 27 - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى قبيله ((کنده )) در خراسان . 28 - آمدن اسبهايى از جانب مغرب ، تا اينکه در کنار حيره (نزديک کوفه ) بسته شوند. 29 - برافراشته شدن پرچمهاى سياه از جانب مشرق به سوى حيره . 30 - طغيان آب فرات ، به طورى که سرازير کوچه هاى کوفه گردد. 31 - خروج شصت دروغگو که همه آنان ادّعاى نبوت مى کنند. 32 - خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب (عليه السلام ) که همه آنان ادّعاى امامت براى خود دارند. 33 - سوزاندن مردى بلند مقام از شيعيان بنى عبّاس بين سرزمين جلولاء (واقع در هفت فرسخى خانقين ) و سرزمين خانقين . 34 - بستن پلى نزديک محله کرخ بغداد. 35 - برخاستن باد سياهى در بغداد، در آغاز روز. 36 - زلزله شديد در بغداد. 37 - فرو رفتن بيشتر شهر بغداد در زمين بر اثر زلزله . 38 - ترس عمومى که عراق و بغداد را فراگيرد. 39 - مرگهاى سريع و عمومى در بغداد. 40 - کم شدن اموال و انسانها و محصول کشاورزى . 41 - پيدايش ملخ در فصل خود و در غير فصل خود تا آنجا که زراعتها و غلاّت را از بين ببرد. 42 - کم شدن غلاّت و محصولات گياهى . 43 - اختلاف و کشمکش در ميان دو صنف از عجم و خونريزى بسيار بين آنان . 44 - بيرون آمدن بردگان از زير فرمان اربابان و کشتن اربابان . 45 - مسخ شدن جمعى از بدعتگذاران ، به صورت ميمون و خوک . 46 - پيروزى بردگان بر شهرهاى اربابان . 47 - نداى (غيرعادى ) از آسمان بر همه جهان به طورى که هرکسى در هر زبانى باشد آن ندا را به زبان خودش مى شنود. 48 - پيدايش صورت و سينه انسان در قرص خورشيد. 49 - مردگانى زنده از قبرها بيرون آيند و به دنيا بازگردند و به ديد و بازديد با همديگر بپردازند. 50
- در پايان همه ، 24 بار، باران پى در پى مى آيد و زمين خشک را پس از مرگش
، زنده و سبز و خرّم مى کند و به دنبال آن برکتهاى زمين بروز مى نمايد و
در دسترس قرار مى گيرد.(?) و
بعد از اين حوادث ، هرگونه بلا و ناراحتى و گرفتارى معتقدين به حق از
شيعيان حضرت مهدى (عليه السلام ) برطرف مى گردد، در اين هنگام آنها آگاه
شوند که امام عصر (عَجَّلَ اللّه تعالى فَرَجَه الشّريف ) در مکّه ظهور
کرده است براى يارى او به سوى مکّه رهسپار شوند، چنانکه روايات ، بيانگر
اين مطلب است . اين نشانه هايى که ذکر شد، پاره اى از آنها حتمى است و
پاره اى مشروط به شرايطى است و خداوند داناتر است که چه خواهد شد و ما
آنچه را نقل کرديم ، از کتب از حديث و روايات ، گرفته شده ، از خداى بزرگ
کمک مى جوييم و از درگاه او توفيق سعادت مى خواهيم .
اثبات الهداه ، ج 7، ص 168.?- بحار، ج 52، ص 301.?- شرح ، در اعلام الورى
، ص 429.?- در روايتى از امام صادق (عليه السلام ) به 120 ماده از علايم
ظهور، اشاره شده است (بحار، ط جديد، ج 52، ص 254 به بعد).
(( نوشته شده و برگرفته شده توسط ميرزايي))
+ نوشته شده در شنبه 1388/08/02ساعت 9:28  توسط حامد
|
نشانههاى ظهور:
در روایات برخى امور به عنوان نشانههاى ظهور ذکر شده است. از جمله انحراف
بنى عبّاس و از هم گسستن حکومت آنان، جنگ صلیبى، فتح قسطنطنیه به دست
مسلمانان، در آمدن پرچمهاى سیاه از خراسان، خروج مغربى در مصر و تشکیل
دولت فاطمیان، وارد شدن ترکها در منطقه بین النّهرین، وارد شدن رومیان در
منطقه رمله و شام، رها شدن کشورهاى عرب از قید قدرتهاى ظالم (استعمار)،
بالا آمدن آب رودخانه دجله و سرازیر شدن آن به کوچههاى کوفه، بسته شدن پل
روى دجله در بین بغداد و کرخ، اختلاف بین شرق و غرب و جنگ و خونریزى
فراوان، خروج سفیانى، خروج یمانى، خروج دجال، صیحه آسمانى، قتل نفس زکیه،
فراگیر شدن جهان از ظلم، رواج علوم دینى در قم و نشر آن در سایر بلاد
و....(1)
لیکن از این امور نمىتوان قضاوت نمود کدام یک حتمى و کدام یک غیر حتمى
است، نیز کدام یک به وقوع پیوسته و کدام یک در آینده به وقوع مىپیوندد و
آن چه به وقوع پیوسته، همان است که در روایات آمده.
براى روشن شدن این مطالب لازم است امورى بدین شرح بیان گردد.
1- نامعلوم بودن وقت ظهور: اگر از نشانههاى ظهور سخن به میان
مىآید، بدین معنا نیست که از این طریق وقت ظهور حضرت مهدى(عج) را مشخص
کنیم. بنا به مصالحى زمان ظهور حضرت مشخص نشده است. هیچ کس جز خدا از وقت
دقیق ظهور حضرت آگاه نیست. بارها از امامان(ع) در مورد زمان خروج قائم
پرسیدند، اما آنان از مشخص نمودن آن نهى نمودند و زمان ظهور را همانند علم
به قیامت در انحصار خدا معرّفى کردند.(2)
»شیخ طوسى« در اینباره مىگوید: زمان ظهور مهدى(عج) به روشنى بر ما معلوم
نیست، بلکه او تا آنگاه که خداوند اجازه خروج بدهد، از دیدگان ما پنهان
است.(3)
بنابراین نشانههاى ظهور تنها بیانگر نزدیک شدن زمان ظهور است. بیش از آن
نباید انتظار داشت. حال اگر روایتى باشد که در آن زمان ظهور حضرت مشخص شده
است، ناگزیر باید آن را توجیه نمود و یا به کنارى نهاد.
2- مراد از نشانههاى ظهور: مقصود از نشانههاى ظهور این نیست که
با تحقق هر یک ظهور حضرت وقوع مىیابد، بلکه مراد، رخدادهایى است که بر
اساس پیشگویى معصومان(ع) پیش و یا در آستانه ظهور حضرت مهدى(عج) پدید
خواهند آمد که تحقق هر یک نوید نزدیکتر شدن ظهور حضرت است، به گونهاى که
با وقوع تمامى آن رخدادها و به دنبال آخرین نشانههاى ظهور، حضرت قیام
خواهد نمود.
3- انواع نشانههاى ظهور: با نگاهى به روایات معصومان(ع) مىتوان نشانههاى ظهور را بدین شرح تقسیم و دسته بندى نمود: أ) نشانههاى حتمى و غیر حتمى: در نشانهها شمارى به روشنى به
عنوان علائم حتمى ظهور یاد شده است؛ بدین معنا که بدون هیچ قید و شرطى
قطعاً تحقق خواهند یافت و ظهور حضرت منوط به پیدایش آنها مىباشد، امّا
نشانههاى غیر حتمى به نشانههایى گفته مىشود که مقید و مشروط به امورى
هستند که در صورت تحقق آنها، به عنوان نشانه به شمار مىآیند.(4) ب) نشانههاى عادى و غیر عادى: برخى از نشانههاى ظهور به روال
طبیعى و عادى تحقق مىیابد، مانند زوال دولت عباسیان، ولى برخى به روال
غیر طبیعى و غیر عادى است مانند »صیحه آسمانى« و »طلوع خورشید از مغرب«.
این دسته روایات را باید به نوعى خاص معنا نمود، چون پدیدار شدن آنها
عادتاً ممکن نیست. اینها را یا مىبایست در چار چوب معجزه قرار داد و
توجیه نمود، یا از معناى ظاهرى آن دست کشید و به معناى کنایى و مجازى آن
دانست. ج) نشانههاى متصل و غیر متصل: در روایات شمارى از نشانههاى ظهور
به گونهاى بیان شده است که از آنها استفاده مىشود بین آنها و ظهور
حضرت فاصلهاى وجود ندارد، بلکه به زمان ظهور متصل مىباشند، مانند خروج
سفیانى و یمانى. اینها نشانههاى متصل به ظهورند، امّا بیشتر نشانهها به
گونهاى دیگر است که بین تحقق آنها و زمان ظهور حضرت مهدى ممکن است فاصله
زیادى وجود داشته باشد، به عنوان مثال در روایات آمده: یکى از نشانهها در
آمدن پرچمهاى سیاه از خراسان است. حال اگر این را به خروج ابومسلم
خراسانى و سپاه سیاه جامگان تفسیر کنیم، بین این نشانه و ظهور حضرت مهدى
زمان طولانى فاصله است.
4- شمار نشانههاى ظهور: در مورد شمار نشانههاى ظهور پاسخ دقیق و روشنى وجود ندارد.
برخى از عالمان بزرگ مانند شیخ مفید در بحث »علامات قیام القائم« با اشاره
به اخبار و آثارى که از معصومان(ع) رسیده، بیش از پنجاه نشانه را بیان
کرده است.(5) برخى دیگر همانند علامه مجلسى شمار بیشترى را متذکّر
شدهاند.(6)
عالمان اهل سنت در کتابهاى خویش به برخى امور دیگر اشاره کردهاند.
هنگامى که به این آثار و نشانهها و روایات دقت کنیم، متوجه مىشویم که:
برخى از علائم تنها نشانه ظهورند و برخى نشانه ظهور و برپایى قیامت. بعضى
کلى هستند و برخى به امور جزئى پرداختهاند. برخى از نظر سند مشکل دارند و
پارهاى مشکل ندارند. برخى در دلالت معنایى مشکل دارند و بعضى ندارند،
بنابراین نمىتوان در مورد تعداد نشانههاى ظهور قاطعانه سخن گفت.
5- خلط بین نشانههاى ظهور و برپایى قیامت: برخى از نشانهها مانند
خروج دجال و طلوع خورشید از مغرب، در پارهاى از منابع روایى، از
نشانههاى برپایى قیامت و »اشراط الساعة« آمده است اما در بعضى دیگر از
نشانههاى قیام حضرت مهدى(عج)، به نظر مىرسد در برخى روایات بین این دو
دسته نشانهها جابجایى صورت گرفته باشد. بعید نیست برخى از نشانههاى غیر
عادى که در پارهاى از منابع روایى، از نشانههاى ظهور حضرت آمده است،
نشانههاى برپایى قیامت باشند، نه نشانههاى ظهور، چون این گونه امور با
»اشراط الساعة« بیشتر تناسب دارد.
6- خلط بین قائم و مهدى موعود: در روایات گاهى سخن از حضرت مهدى
آمده است و گاهى از قائم، نمىتوان تمامى مواردى را که واژه قائم به کار
رفته است، به مهدى موعود حمل نمود، چرا که این واژه به تمامى امامان(ع)
اطلاق شده است. در روایت آمده است »کلّنا قائم بأمراللَّه واحدٌ بعد
واحد؛(7) همه ما یکى پس از دیگرى قیام کننده به حکم خدا هستیم«.
نیز به غیر امامان هم اطلاق شده، چرا که قائم به معناى قیام کننده است. هر
کسى که انقلاب کند و مردم را بر ضد ظلم فرا خواند، قائم است. امام على(ع)
در خطبهاى که در مورد حوادث آینده ایراد کرد فرمود: »إذا قام القائم
بخراسان... و قام منّا قائم بجیلان؛(8) هنگامى که قائم در خراسان قیام کند
و قیام کنندهاى از ما در سرزمین گیلان قیام کند...«. این احادیث را
نمىتوان درباره حضرت مهدى(عج) دانست.
7- خلط بین فرج و ظهور حضرت مهدى(عج): گرچه ظهور حضرت مهدى(عج)
براى اهل بیت پیامبر(ص) و شیعیان فرج و گشایش است، لیکن همه جا واژه فرج
را نمىتوان به ظهور حضرت مهدى حمل نمود. متأسفانه گاهى چنین خلطى یافت
مىشود.
پیش گویىهاى معصومان در مورد رخدادهاى دوران حکومت امویان و عباسیان و
چگونگى فروپاشى آنها و حرکت هایى که در مقابل آنها شکل مىگیرد، گاه از
آنها به علائم فرج یاد شده است، که لزوماً به معناى نشانههاى ظهور حضرت
مهدى(عج) نیست، بلکه مىتواند به معناى لغوى فرج؛ یعنى گشایش در کار
شیعیان باشد.
8- احتمال جعل و تحریف: اهمیّت بحث مهدویّت به ویژه بهره مندى آن
از بار سیاسى از یک سو، و علاقه شدید مسلمانان به آگاهى از چگونگى
رخدادهاى آینده و پدیدار شدن نشانههاى ظهور از سوى دیگر، سبب شد که برخى
در پى تحریف و جعل روایات در زمینه مهدویّت و نشانههاى ظهور برآیند.
با دقت در روایاتِ نشانههاى ظهور این سخن تأیید مىشود، زیرا بسیارى از
روایاتى که در زمینه نشانههاى ظهور وجود دارد، از نظر سند ضعیف و قابل
مناقشه است و دلالت آنها نیز با مشکل مواجه است.
از مطالبى که بیان شد، به این نتیجه نایل مىشویم که در زمینه علائم ظهور
حضرت مهدى(عج)، و این که کدام یک از آنها به راستى به وقوع پیوسته است،
نمىتوان قضاوت قاطعى را ابراز نمود. ---------------------------------------------------------------------------------------------------------
پى نوشتها:
1. سید محمد صدر، تاریخ الغیبه الکبرى، ج 2، ص 472 به بعد؛ کتاب الغیبة،
محمد بن ابراهیم نعمانى، ص 283 - 247؛ سفینة البحار، ج 2، ص 445.
2. مجلسى، بحارالأنوار، ج 52، ص 182.
3. الغیبه، ص 425.
4. مجله حوزه، شماره 72، ص 240.
5. ارشاد، ج 2، ص 368 به بعد.
6. بحار، ج 52، ص 279 - 180.
7. کلینى، کافى، ج 1، ص 536.
8. مجلسى، بحار، ح 52، ص 235.
+ نوشته شده در شنبه 1388/08/02ساعت 9:6  توسط حامد
|
عکسی را که مشاهده میکنید بطور اتفاقي در يکي از سايتهاي نجوم، در
مقالهاي که در تاريخ "سوم آوريل 2009"، يعني درست چند روز قبل، منتشر
گردیده است، و شبیه يکي از علائمی که بطور مکرر در روايات و احاديث آمده
است، و شايد بتوان گفت نشانه ظهور کسی است که همه ما در انتظار قدوم
مبارکش هستيم، و بشارتی برای منتظران و مشتاقان ظهور حضرتش باشد.
(به
گزارش خبرگزاري مهر: تلسکوپ چاندرا به تازگی تصویری شگفت انگیز از سحابی
را به ثبت رسانده و به زمین ارسال کرده است که مشابه دست انسان بوده و
تمامی انگشتان دست در آن قابل تشخیص است... متن كامل خبر در ذيل آمده است)
احاديث مربوط به "ظهور کف دست روشن در آسمان"، که از علائم پيش از وقوع
"صيحه آسمانی" است و در اخبار رسيده از ائمه معصومين(ع) به آن اشاره
گرديده است، یکی این است كه پيش از ظهور آن يوسف زهرا حضرت "قائم
آلمحمد(عج)"، نشانههايي به وقوع ميپيوندد، كه خود دلالت بر قريبالوقوع
بودن صيحه دارد.